معنی abandon

abandon

/əˈbændən/ (US)
  1. رها کردن، ترک کردن
  2. دست کشیدن از (کاری یا هدفی)
  3. بی‌ملاحظه عمل کردن، بدون کنترل رفتار کردن

مثال ها

Example 1: She decided to **abandon** the old car by the roadside.
ترجمه: او تصمیم گرفت ماشین قدیمی را کنار جاده رها کند.
Example 2: They had to **abandon** their plans because of the storm.
ترجمه: آن‌ها مجبور شدند به‌دلیل طوفان از برنامه‌هایشان دست بکشند.
Example 3: He danced with complete **abandon**, not caring who was watching.
ترجمه: او با بی‌ملاحظه‌گی کامل رقصید، بدون اینکه اهمیتی بدهد چه کسی نگاه می‌کند.

مترادف ها

leave ترک کردن یا رفتن از مکانی بدون بازگشت سریع
desert رها کردن شخص یا مکان به‌صورت ناگهانی یا بی‌مسئولیت
give up دست کشیدن از تلاش یا هدفی خاص

متضاد ها

keep نگه داشتن
continue ادامه دادن
maintain حفظ کردن، نگهداری کردن

کلمات املایی مشابه

abundant /əˈbʌndənt/ به‌معنای فراوان؛ به‌دلیل شباهت نوشتاری با “abandon” ممکن است اشتباه گرفته شود.
bandon /ˈbændən/ نام یک مکان ایرلندی؛ از نظر نوشتاری شبیه اما بی‌ربط به واژه اصلی است.
bond /bɒnd/ به‌معنی پیوند یا اوراق قرضه؛ به‌دلیل حذف آغاز “a” شباهت دارد.

مشتقات

نکات گرامری

  1. “Abandon” یک فعل با قاعده است، گذشته و اسم مفعول آن “abandoned” می‌باشد.
  2. اسم آن “abandonment” به معنای ترک یا رهاسازی است.
  3. در عبارات رسمی همراه با مفعول مستقیم (object) می‌آید: e.g. abandon hope, abandon ship.
  4. به صورت اسم نیز می‌تواند بیاید (with abandon) به معنای «با بی‌ملاحظه‌گی».

توضیحات

یادگیری لغت abandon به زبان‌آموزان کمک می‌کند مفهوم «رها کردن» را در موقعیت‌های مختلف درک کنند. «معنی abandon» همیشه منفی نیست؛ گاهی می‌تواند به آزادی یا بی‌ملاحظه عمل کردن اشاره کند. وقتی می‌گوییم کسی چیزی را abandon کرده، نشان می‌دهد از آن دست کشیده یا آن را ترک کرده است.

در مکالمات روزمره، «معنی abandon» اغلب در موقعیت‌هایی مانند ترک کردن شغل، رها کردن هدف یا حتی کنار گذاشتن امید به کار می‌رود. دانستن این واژه باعث می‌شود درک متون رسمی و مکالمات طبیعی‌تر شود.