| The chairman decided to conclude the meeting early |
| ترجمه: رئیس تصمیم گرفت جلسه را زود به پایان برساند. |
| After reviewing the data, she concluded that the project was failing |
| ترجمه: او پس از بررسی دادهها، نتیجه گرفت که پروژه در حال شکست است. |
| The two companies concluded a new agreement after months of negotiation |
| ترجمه: آن دو شرکت پس از ماهها مذاکره، یک توافقنامه جدید منعقد کردند (بستند). |
| کلمه مترادف | معنی و توضیح |
|---|---|
| End | پایان دادن، معمولاً در کاربردهای غیررسمیتر. |
| Finish | تمام کردن، بیشتر در مورد کار یا وظایف استفاده میشود. |
| Terminate | خاتمه دادن، رسمیتر و اغلب برای قراردادها یا مشاغل استفاده میشود. |
| Deduce | استنتاج کردن، مترادف برای معنی «نتیجه گرفتن». |
| کلمه متضاد | معنی |
|---|---|
| Begin | آغاز کردن، شروع کردن |
| Start | شروع کردن |
| Commence | آغازیدن (رسمی) |
| کلمه مشابه | تلفظ | معنی و تفاوت |
|---|---|---|
| Include | /ɪnˈkluːd/ | شامل بودن، دربر گرفتن. (با تغییر پیشوند con- به in- که کاملاً متضاد است.) |
| Exclude | /ɪkˈskluːd/ | مستثنی کردن، بیرون نگه داشتن. (با تغییر پیشوند con- به ex- که به معنی «بیرون» است.) |
| Occlude | /əˈkluːd/ | مسدود کردن، مانع شدن. (این لغت ساختار آوایی مشابهی دارد اما در پزشکی و علوم استفاده میشود.) |
| نوع | فرم / واژه | معنی |
| فعل پایه | conclude | نتیجهگیری کردن؛ به پایان رساندن |
| اسم حالت | conclusion | نتیجه؛ جمعبندی نهایی |
| صفت توصیفی | conclusive | قطعی؛ نتیجهبخش و تعیینکننده |
| قید کاربردی | conclusively | بهطور قطعی؛ بهصورت نهایی |
| صفت منفی | inconclusive | بینتیجه؛ غیرقطعی |
| قید منفی | inconclusively | بهطور غیرقطعی؛ بدون نتیجه مشخص |
1.فعل متعدی و لازم: فعل conclude میتواند هم متعدی (Transitive) باشد (نیاز به مفعول دارد: They concluded the negotiation.) و هم لازم (Intransitive) (نیاز به مفعول ندارد: The lecture concluded at 5 PM.).
2. ساختار شرطی: هنگامی که conclude به معنی «نتیجه گرفتن» است، اغلب با عبارت that به دنبال خود میآید تا نتیجه حاصل شده را معرفی کند: (We concluded that the decision was correct.).
رسمیت: این کلمه از نظر لحن رسمیتر از افعالی مانند finish یا end است و بیشتر در متون علمی، حقوقی، تجاری یا سخنرانیهای رسمی استفاده میشود.
یادگیری معنی conclude برای زبانآموزان بسیار مهم است زیرا این فعل در متون رسمی و دانشگاهی زیاد استفاده میشود. معنی conclude معمولاً به زمانی اشاره دارد که فرد پس از فکر و بررسی به یک نتیجه مشخص میرسد یا کاری را به پایان میبرد. این واژه در گزارشها و سخنرانیها کاربرد فراوانی دارد.
در مکالمات و نوشتار، دانستن معنی conclude کمک میکند جملات دقیقتر بسازید. معنی conclude همچنین زمانی به کار میرود که بخواهیم یک بحث یا جلسه را خاتمه دهیم. این فعل به زبانآموزان سطح A2 و A3 کمک میکند افکار خود را منظمتر و واضحتر بیان کنند.