معنی employee

employee

/ɪmˈplɔɪiː/ (US)
  1. کارمند
  2. مستخدم
  3. فرد شاغل در یک سازمان یا شرکت

مثال ها

She is a full-time employee at the company
ترجمه: او یک کارمند تمام‌وقت در شرکت است.
Every employee must follow the rules
ترجمه: هر کارمند باید قوانین را رعایت کند.
The company hired a new employee last week
ترجمه: شرکت هفته گذشته یک مستخدم جدید استخدام کرد.

مترادف ها

worker فردی که کار می‌کند (رسمی یا غیررسمی)
staff member عضو کارکنان یک سازمان
personnel مجموعه کارکنان یک مجموعه

متضاد ها

employer کارفرما
manager مدیر

کلمات املایی مشابه

employer /ɪmˈplɔɪər/ کارفرما – به دلیل شباهت نوشتاری با employee اشتباه گرفته می‌شود
employment /ɪmˈplɔɪmənt/ استخدام – شکل اسمی مرتبط با همان ریشه

مشتقات

نوع فرم / واژه معنی
اسم پایه employee کارمند؛ فردی که برای شخص یا سازمانی کار می‌کند و حقوق می‌گیرد
اسم مرتبط employer کارفرما؛ شخص یا نهادی که افراد را استخدام می‌کند
فعل پایه employ استخدام کردن؛ به کار گرفتن فرد یا استفاده کردن از چیزی
اسم مشتق employment استخدام؛ وضعیت یا فرایند داشتن شغل
صفت مشتق employed شاغل؛ دارای شغل یا استخدام‌شده
صفت منفی unemployed بیکار؛ فردی که شغل ندارد
صفت مشتق employable قابل استخدام؛ دارای مهارت یا شرایط لازم برای شغل
ترکیب رایج full-time employee کارمند تمام‌وقت؛ فردی با ساعت کاری کامل

نکات گرامری

  1. این واژه فقط اسم است و فعل آن employ می‌باشد.
  2. employee معمولاً با article مثل an یا the می‌آید.
  3. جمع آن employees است.

توضیحات

معنی employee به فردی گفته می‌شود که برای یک شرکت یا سازمان کار می‌کند و در مقابل حقوق دریافت می‌کند. فهم معنی employee برای زبان‌آموزان بسیار مهم است، زیرا این واژه در محیط‌های کاری، قراردادها و مکالمات روزمره شغلی بسیار رایج است.

در مکالمات رسمی، معنی employee به نقش مشخص شغلی اشاره دارد و نباید با employer اشتباه گرفته شود. دانستن معنی employee به زبان‌آموز کمک می‌کند تا درباره شغل، محیط کار و قوانین کاری به‌درستی صحبت کند و اعتمادبه‌نفس بیشتری در ارتباطات حرفه‌ای داشته باشد.