معنی evade

evade

/ɪˈveɪd/ (US)
  1. طفره رفتن، فرار کردن (از انجام کاری یا پاسخ)
  2. دور زدن، گریز از قانون یا مسئولیت
  3. اجتناب کردن از مواجهه با چیز ناخوشایند

مثال ها

He tried to evade the question during the interview
ترجمه: او سعی کرد از پاسخ دادن به سؤال در طول مصاحبه طفره برود.
Some companies illegally evade taxes
ترجمه: برخی شرکت‌ها به‌طور غیرقانونی از پرداخت مالیات فرار می‌کنند.
She tried to evade the stressful situation
ترجمه: او سعی کرد از موقعیت پرفشار دوری کند.

مترادف ها

avoid اجتناب کردن؛ ساده‌تر و عمومی‌تر از evade
escape فرار کردن؛ معمولاً فیزیکی یا ذهنی
dodge طفره رفتن سریع و هوشمندانه

متضاد ها

face روبرو شدن
confront مواجه شدن مستقیم

کلمات املایی مشابه

invade /ɪnˈveɪd/ حمله کردن؛ به‌خاطر شباهت ظاهری ممکن است با evade اشتباه شود.
evoke /ɪˈvoʊk/ برانگیختن؛ ابتدای مشابه دارد اما معنی کاملاً متفاوت است.
avoid /əˈvɔɪd/ اجتناب کردن؛ هم‌معنی اما نه دقیقاً همان شدت معنایی.

مشتقات

نوع فرم / واژه معنی
فعل پایه evade طفره رفتن؛ فرار کردن از انجام کاری یا پاسخ دادن
اسم مشتق evasion طفره‌ روی؛ اجتناب عمدی از وظیفه، سؤال یا مسئولیت
اسم فاعل evader طفره‌رو؛ کسی که از کاری یا مسئولیتی فرار می‌کند
صفت مشتق evasive طفره‌آمیز؛ مبهم و فرار از پاسخ مستقیم
قید مشتق evasively به‌طور طفره‌آمیز؛ همراه با اجتناب از پاسخ روشن
ترکیب رایج tax evasion فرار مالیاتی؛ پرداخت نکردن عمدی مالیات
ترکیب عمومی evade responsibility فرار از مسئولیت؛ نپذیرفتن وظیفه

نکات گرامری

  1. evade معمولاً با مفعول مستقیم می‌آید: evade responsibility, evade questions
  2. در انگلیسی رسمی برای گریز قانونی استفاده زیادی دارد: tax evasion
  3. evade نسبت به avoid حالت عمدی‌تر و هوشمندانه‌تری نشان می‌دهد.

توضیحات

در زبان انگلیسی، فعل evade زمانی استفاده می‌شود که کسی بخواهد از انجام وظیفه یا پاسخ دادن فرار کند. یادگیری معنی evade کمک می‌کند موقعیت‌هایی را بهتر توصیف کنید که در آن فردی به‌طور عمدی از رویارویی دوری می‌کند. این واژه در متن‌های رسمی و غیررسمی کاربرد زیادی دارد.

وقتی با متن‌های حقوقی یا خبری روبه‌رو می‌شوید، احتمالاً چند بار «معنی evade» را خواهید دید؛ مخصوصاً وقتی صحبت از فرار مالیاتی یا گریز از قانون باشد. برای زبان‌آموزان سطح متوسط، دانستن این واژه قدرت بیان را افزایش می‌دهد و امکان توضیح دقیق‌تری درباره رفتارها یا تصمیمات افراد فراهم می‌کند.