معنی fast

fast

/ fæst / (US)
  1. سریع، تند
  2. محکم، ثابت
  3. روزه گرفتن

مثال ها

Example 1: He runs very **fast**.
ترجمه: او خیلی سریع می‌دود.
Example 2: The door is stuck **fast**.
ترجمه: در محکم گیر کرده است.
Example 3: Many people **fast** during Ramadan.
ترجمه: بسیاری از مردم در ماه رمضان روزه می‌گیرند.

مترادف ها

کلمه مترادف معنی و توضیح کوتاه
quick سریع، معمولاً برای توصیف واکنش یا حرکت کوتاه استفاده می‌شود.
rapid خیلی سریع، عموماً برای فرایندها و تغییرات به‌کار می‌رود.
speedy با سرعت زیاد، کمی غیررسمی‌تر از “rapid”.

متضاد ها

کلمه متضاد معنی فارسی
slow کند، آهسته
lazy بی‌حال، کم‌تحرک

کلمات املایی مشابه

کلمه مشابه تلفظ معنی و دلیل اشتباه
last /læst/ به معنای «آخر»؛ به‌دلیل شباهت املایی ممکن است با fast اشتباه شود.
past /pæst/ به معنای «گذشته»؛ تلفظ و ساختار واژه نزدیک به fast است.
vast /væst/ به معنای «وسیع»؛ حرف صدادار مشابه باعث شباهت در تلفظ و نوشتار می‌شود.

مشتقات

نکات گرامری

  1. لغت fast می‌تواند هم به عنوان قید (He runs fast) و هم به عنوان صفت (a fast car) استفاده شود.
  2. در معنای «روزه گرفتن»، fast یک فعل منظم است (fast, fasted, fasted).
  3. در عبارت‌های idiomatic، fast معمولاً با حروف اضافه مانند “fast to” یا “fast from” همراه می‌شود.

توضیحات

لغت fast از واژه‌های پرکاربرد زبان انگلیسی است که بیشتر به معنای «سریع» یا «تند» به کار می‌رود. دانستن معنی fast برای توصیف حرکت افراد یا اشیا بسیار مهم است، مانند جمله “She drives fast”. این واژه هم قید و هم صفت است و در گفتار روزمره بسیار کاربرد دارد.

در برخی موقعیت‌ها، fast معنی متفاوتی دارد و می‌تواند به‌صورت فعل به معنای «روزه گرفتن» استفاده شود. درک معنی fast در این کاربرد به زبان‌آموز کمک می‌کند تا تفاوت معنایی آن را در جملات مختلف تشخیص دهد و از آن درست استفاده کند.