معنی lack

lack

/læk/ (US)
  1. کمبود، فقدان (اسم)
  2. کم داشتن، نداشتن (فعل)

مثال ها

The project failed due to a lack of funding
ترجمه: پروژه به‌دلیل کمبود بودجه شکست خورد.
Many students lack confidence when speaking English
ترجمه: بسیاری از دانش‌آموزان هنگام صحبت کردن انگلیسی اعتمادبه‌نفس ندارند.

مترادف ها

shortage کمبود؛ معمولاً برای منابع ملموس
absence فقدان کامل؛ نبودن چیزی یا کسی
deficiency نقص یا کمبود که باعث ضعف عملکرد می‌شود

متضاد ها

abundance فراوانی
plenty مقدار زیاد

کلمات املایی مشابه

luck /lʌk/ شانس؛ به‌دلیل شباهت نوشتاری با lack اشتباه می‌شود
lock /lɑːk/ قفل؛ شباهت در حروف باعث اشتباه دیداری می‌شود
lick /lɪk/ لیسیدن؛ شباهت ظاهری دارد اما صدای مصوت متفاوت است

مشتقات

نوع فرم / واژه معنی
اسم پایه lack کمبود؛ فقدان
فعل کاربردی lack کم داشتن؛ فاقد بودن
صفت توصیفی lacking فاقد؛ بدونِ مقدار یا ویژگی کافی
صفت منفی lackless بی‌کمبود؛ کامل (کاربرد محدود)
کاربرد گفتاری a lack of کمبودِ؛ نبودِ چیزی

نکات گرامری

  1. lack هم اسم است هم فعل، و معنی آن بسته به نقش تغییر می‌کند.
  2. در نقش اسم اغلب با of می‌آید: lack of something
  3. در نقش فعل، بدون حرف اضافه می‌آید: lack something
  4. لزوماً بار معنایی منفی دارد و نشان‌دهنده ناکافی بودن است.

توضیحات

در زبان انگلیسی، واژه lack بسیار پرکاربرد است و برای بیان «کمبود» یا «فقدان» استفاده می‌شود. وقتی با ساختار lack of همراه می‌شود، به‌راحتی می‌توانید درباره نبود منابع، زمان یا مهارت صحبت کنید. یادگیری معنی lack کمک می‌کند جملات دقیق‌تری بسازید و منظور خود را روشن‌تر بیان کنید.

زبان‌آموزان سطح A2 و A3 معمولاً هنگام توصیف مشکلات یا نیازهای خود از این واژه استفاده می‌کنند. با تمرین مداوم و دیدن مثال‌های بیشتر، بهتر درک می‌کنید که معنی lack دقیقاً در چه موقعیت‌هایی به‌کار می‌رود. این واژه کاربردی به شما کمک می‌کند توصیف‌های حرفه‌ای‌تری ارائه دهید.