معنی topic

topic

/ˈtɑːpɪk/ (US)
  1. موضوع، بحث
  2. سرفصل، عنوان کلی
  3. مسئله مورد توجه

مثال ها

The topic of today’s lesson is climate change
ترجمه: موضوع درس امروز تغییرات اقلیمی است.
 Each chapter covers a different topic
ترجمه: هر فصل یک سرفصل متفاوت را پوشش می‌دهد.
Mental health has become a major topic in recent years
ترجمه: سلامت روان در سال‌های اخیر به یک مسئله مورد توجه تبدیل شده است.

مترادف ها

subject موضوعی که درباره آن صحبت یا مطالعه می‌شود
theme موضوع کلی یا ایده اصلی
issue مسئله یا بحث مهم که توجه را جلب می‌کند

متضاد ها

irrelevance بی‌ربطی، موضوع خارج از بحث
triviality چیز بی‌اهمیت که ارزش بحث ندارد

کلمات املایی مشابه

tropic /ˈtrɑːpɪk/ منطقه گرمسیری؛ شباهت املایی باعث اشتباه می‌شود
topaz /ˈtoʊpæz/ سنگ توپاز؛ آغاز مشابه “top” ممکن است گمراه‌کننده باشد
optic /ˈɑːptɪk/ بینایی؛ شبیه از نظر ساختار حروف

مشتقات

نوع فرم / واژه معنی
اسم پایه topic موضوع؛ بحث اصلی
صفت مشتق topical مرتبط با موضوع؛ مربوط به مباحث روز
قید مشتق topically به‌صورت موضوعی؛ بر اساس بخش‌ها یا موضوعات
ترکیب رایج topic sentence جمله موضوع؛ جمله‌ای که ایده اصلی پاراگراف را بیان می‌کند
ترکیب آموزشی topic area حوزه موضوعی؛ بخش یا زمینه‌ای برای مطالعه
ترکیب عمومی hot topic موضوع داغ؛ مسئله‌ای که زیاد درباره‌اش صحبت می‌شود

نکات گرامری

  1. با فعل‌ های discuss، explore، cover زیاد به‌کار می‌رود
  2. در نوشتار آکادمیک برای معرفی بخش‌ها کاربرد زیادی دارد.
  3. معمولاً با حروف اضافه like: topic of / topic about می‌آید.

توضیحات

وقتی زبان‌آموزان درباره یک متن صحبت می‌کنند، معمولاً ابتدا به دنبال معنی topic می‌گردند تا بفهمند موضوع اصلی چیست. شناخت درست موضوع کمک می‌کند متن بهتر درک شود و ایده‌ها در ذهن منظم شوند. در گفتگوهای روزمره یا کلاس زبان، اگر بدانید معنی topic چیست، بهتر می‌توانید بحث‌ها را دنبال کنید.

در نوشتن مقاله یا ارائه شفاهی، همیشه باید یک topic روشن داشته باشید. موضوع واضح باعث می‌شود مخاطب بهتر ارتباط برقرار کند و مسیر فکر نویسنده را دنبال کند. تمرین انتخاب و بیان topic مناسب، یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت مهارت‌های ارتباطی و زبان انگلیسی است.